روابط زناشویی در زندگی مشترک

در این بخش شما با 5 موضوع مهمی که دانستن آنها برای تداوم زندگی مشترک حیاتی است آشنا می‌شوید. برای آشنایی به مباحث مربوط به تمکین زن، آشنایی با مباحث مربوط به وفاداری و خیانت شوهر، مباحث مربوط به نگهداری و حضانت از فرزند، مباحث مربوط به ریاست مرد و استقلال مالی زن و مباحث مربوط به نفقه را شماره گیری فرمایید.

موضوع اول: تمکین

در زندگی مشترک زن موظف است از همسر خود تمکین کند. تمکین به معنای اطاعت زن از خواسته‌های شوهر است. تمکین بر دونوع است:

تمیکن عام: عبارت است از خوش‌رفتاری یا حسن معاشرت زن با شوهر خویش و اطاعت از خواسته‌های مشروع همسر، همچنین رعایت نظافت و آرایش خود برای همسر به گونه‌ای که مقتضای زمان و مکان و موقعیت و شأن خانوادگی آنان است. البته لازم به ذکر است که تمکین دو طرفه است و آقا نیز به عنوان همسر بایستی نسبت به خواسته‌های مشروع همسر پاسخ مثبت بدهد.

تمکین خاص: منظور از این نوع تمکین رابطه‌ی خاص زوجیت و روابط زناشویی است. آنچه در عرف از تمکین فهمیده می‌شود، بیشتر در قالب این نوع تمکین است.

نکته 1– طبق یکی از شروط ضمن عقد که در عقدنامه مندرج است و معمولا عروس و داماد آن را امضا می‌کنند، اگر مرد بخواهد بدون دلیل منطقی و محکمه‌پسند از حق طلاق خود استفاده کند و از همسرش جدا شود باید نیمی از اموالی که از زمان عقد به دست آورده است را به زن خود بپردازد. خوب است بدانید که اگر زن از شوهر خود تمکین نکند در واقع بهانه‌ای مناسب به همسرش داده تا او با اثبات عدم تمکین زن در دادگاه بتواند بدون اینکه نیمی از اموالش را به زن بپردازد از او جدا شود.

نکته2– اگر زن از همسر خود تمکین نکند نفقه به او تعلق نخواهد گرفت. البته خوب است آقایان بدانند که لازمه عدم استحقاق نفقه برای زن در صورتی است که عدم تمکین آنها در دادگاه ثابت شود و معمولا تنها زمانی این موضوع در دادگاه ثابت می‌شود که زن، با وجود تهیه مسکن مناسب از جانب مرد، از زندگی مشترک با او طفره رود و مثلا به خانه پدرش نقل مکان کند. در اینصورت مرد با درخواست تامین دلیل و اثبات این نکات می‌تواند از پرداخت نفقه سر باز بزند.

نکته3– آثار و عواقب عدم تمکین برای خانمی که از خانه شوهرش قهر کرده به همینجا ختم نمی‌شود. اگر زن از شوهر خود در طول زندگی مشترک تمکین نکند و وطایف زناشویی را انجام ندهد، مطابق قانون، ناشزه محسوب می‌شود و مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده، حکم عدم تمکین زن را بگیرد. در این صورت مرد علاوه بر عدم پرداخت نفقه، می‌تواند به دادگاه درخواست ازدواج مجدد داده و بدون اینکه به هیچ‌گونه اجازه‌ای از زنش نیاز داشته باشد با حکم دادگاه زن دومی برای خود عقد کند.

نکته4– هر چند طبق قانون زن موظف به تمکین از شوهرش است اما یک استثنا به آن وجود دارد. زن تا زمانی که مهریه خود را دریافت نکرده است می‌تواند از ادای وظایف زناشویی خودداری کند. البته این حق که اصطلاحا به آن حق حبس می‌گویند زمانی برای زن وجود دارد که تا به حال عمل زناشویی انجام نشده باشد. بسیاری از آقایان وقتی با عروس‌خانمی که می‌خواهد از حق حبسش استفاده کند مواجه می‌شوند فکر می‌کنند که عروس کلاهبردار است اما اصلا چنین چیزی درست نیست و او صرفا از حق قانونی خود استفاده کرده است. به همین دلیل به آقا دامادها پیشنهاد می‌کنیم که با اطلاع از این حق عروس‌خانم‌ها، در زمان تعیین مهریه بسیار دقت کنند و مهریه‌ای را قبول کنند که از پس پرداختش بر بیایند.

موضوع دوم: وفاداری و خیانت

خانواده نهادی مقدس است که در همه دنیا برای آن اهمیت خاصی قائل هستند. برای حفظ نهاد خانواده قانون وظیفه‌ای را تحت عنوان حسن معاشرت زن و شوهر مدنظر قرار داده است. حسن معاشرت امری دوطرفه است یعنی هم زن و هم مرد باید به آن پایبند باشند. قرآن کریم هم در آیه 19 سوره نساء و در برخی دیگر از آیات با استفاده از عبارت «عاشروهنّ بالمعروف» بر این امر تاکید کرده است. علاوه بر آیات و روایات، در قانون مدنی نیز به صراحت زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر شده و در ماده 1103 قانون مدنی آمده است: «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.» همچنین در ماده 1104 قانون مدنی، زن و شوهر به تلاش برای زندگی مشترک تشویق شده و آمده است: «زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.» قوانین و مقررات نمی‌توانند به تنهایی ضامن یک زندگی مشترک باشند و با این اوصاف، تنها ضامن بقای زندگی مشترک، هم مهر و محبت بین زوجین و ایثار و حسن معاشرت آنها در زندگی است.

نکته 1- اگر مرد با زنان غریبه ارتباطی بیش از حد معمول و عرف جامعه برقرار کند مثلا با یک همکار خارج از اوقات اداری معاشرت داشته باشد و یا شبانه‌روز در فضای مجازی با زنان دیگر در ارتباط باشد و این امور در دادگاه ثابت شود، غیر از مجازاتی که ممکن است به دلیل روابط نامشروع برای او در نظر گرفته شود، قطعا این رفتار عدم پایبندی به حسن معاشرت بوده و به نوعی عسر و حرج برای زن است و او می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

نکته2– اگر مرد در خانه بددهانی کند و همسر خود را کتک بزند قطعا به وظیفه حسن معاشرت خود عمل نکرده و زندگی را برای همسرش دشوار کرده است. خانم‌ها اگر خدای ناکرده با چنین رفتاری مواجه شدند می‌توانند با اثبات آن در دادگاه به نحوی که عسر و حرج برای آنها ثابت شود، طلاق خود را دریافت کنند. یکی از راههای اثبات ضرب و شتم این است که خانم قبل از اینکه آثار احتمالی چنین اقدامی بر بدن او نمایان است به پزشکی قانونی مراجعه کرده و گواهی مربوطه را دریافت کند تا در زمان مقتضی بتواند از آن بهره ببرد.

نکته3– یکی دیگر از اقداماتی که ممکن است حسن معاشرت مرد در زندگی را از بین برده و باعث عسر و حرج زن شود، زمانی است که مرد اقدام به ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اولش می‌کند. البته چنین اتفاقی بیشتر درباره ازدواج موقت پیش می‌آید. هر چند در چنین مواردی زن نمی‌تواند از دادگاه طلاق شوهرش از زن دوم را درخواست کند اما می‌تواند به استناد شروط ضمن عقد و یا ایجاد عسر و حرج از همسرش جدا شود. البته اگر حکم ازدواج مجدد توسط دادگاه صادر شده باشد دیگر زن چنین حقی را نخواهد داشت.

نکته4– یکی از سوالاتی که از سوی برخی مخاطبان پرسیده شده است این است که متاسفانه شوهر معتاد به خودارضایی است و در چنین شرایطی زن چه اقدام حقوقی می‌تواند انجام دهد. پاسخ این است که با توجه به امکان اثبات چنین اعتیادی در پزشکی قانونی، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه و اثبات این موضوع به دلیل ایجاد عسر و حرج از دادگاه تقاضای طلاق کند.

نکته5– وسایل و فناوری‌های ارتباطی جدید هر چند خیلی محاسن دارند اما نمی‌توانیم منکر شویم که بعضی گرفتاری‌هایی نیز برای زندگی‌های ایجاد کرده‌اند. مثلا خیلی از همسران به خاطر سهولت ارتباط‌گیری از طریق فضای مجازی به طرف مقابل خود بدبین شده‌اند. همین جا لازم است به شما متذکر شویم که صرف بدبینی نمی‌توان مجوزی برای سرک کشیدن به حریم خصوصی همسر شما باشد و اساسا چک کردن و هک کرد حساب کاربری یا تلگرام زن و یا شوهر بدون مجوز دادگاه جرم تلقی می‌شود. پس اگر شما مطمئن هستید که کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ی روابط همسرتان است حتما از طریق مراجع قانونی اقدام کنید.

نکته6– متاسفانه برخی همسران یکی از راه‌های وصول به مقصودشان در زندگی مشترک را تهدید کردن طرف مقابل می‌دانند. آنها فکر می‌کنند که اگر مثلا زن‌شان را بترسانند می‌توانند از مال او استفاده و یا حقی از او ضایع کنند. البته ممکن است در برخی موارد موفق هم بشوند اما باید بدانند که چنین اقدامی از دید قانونگذار جرم تلقی شده است. ماده 668 قانون مجازات اسلامی می‌گوید که هر کس با جبر و قهر یا با اکراه و تهدید دیگری را ملزم به دادن نوشته یا سند یا امضا و یا مهر نماید و یا سند و نوشته‌ای که متعلق به او یا سپرده به او می‌باشد را از وی بگیرد به حبس از سه ماه تا دوسال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

موضوع سوم- نگهداری از فرزند

حضانت و یا همان نگهداری از فرزند حق و وظیفه پدر و مادر است. حضانت در لغت به معناي تربيت طفل و حفظ و نگهداري وی است و در اصطلاح عبارت است از: تربیت طفل و متعلقات آن از قبيل نگهداري كودك، گذاشتن آن در بستر، پاكيزه نگه داشتن، شستن جامه‌هاي او و مانند آن. در حضانت آنچه از همه مهم‌تر است مصلحت كودك است. پس اگر پدر و مادر مصلحت کودک را رعایت نکنند ممکن است دادگاه حضانت را از آنها بگیرد.

موضوع چهارم: ریاست مرد و استقلال مالی زن

طبق قانون مدنی، ریاست خانواده برعهده مرد قرار داده شده است. پس از اینکه آداب و تشریفات ازدواج به انجام رسید و در عمل زوجین زندگی مشترک خود را آغاز کردند باید براساس قوانین کشور عمل کنند. به عنوان مثال در استحکام مبانی خانواده و یا در تعلیم و تربیت و نگهداری از زوجین باید با هم همکاری داشته باشند. تامین هزینه‌های زندگی هم با مرد است. یکی دیگر از قواعد زندگی مشترک این است که هیچ‌کدام نباید دست به اقداماتی بزنند که مصالح زندگی مشترک به خطر بیفتد. اما باید ببینیم این که قانون، مرد را رئیس خانواده دانسته است چه منظوری داشته و آثار عملی این حکم در زندگی خانوادگی چیست.

نکته1- ریاست مرد دلیلی بر برتری او در انجام تکالیف خانوادگی نیست. در واقع ریاست مرد به عنوان وظیفه‌ای اجتماعی و مسئولیتی در جهت نظام‌بخشی و صلاح‌اندیشی خانواده و حمایت از اعضای آن است و نه دستاویزی برای سلطه‌جویی و برتری‌خواهی مرد. این شان مرد در خانواده صرفا در دامنه انجام وظایف و رعایت مصالح برای او وجود دارد و به هیچ عنوان نمی‌تواند از این صلاحیت خارج از صلاح و صرفه زندگی مشترک بهره‌برداری کند. به عنوان مثال وقتی قانون تصریح کرده که زن دارای استقلال مالی و اجتماعی است، شوهر به هیچ عنوان با توجه به ریاست خود نمی‌تواند این حق زن را با کوچک‌ترین خدشه‌ای مواجه کند.

 نکته2– زمانی که ریاست مرد بر خانواده را بر رابطه او با فرندان تطبیق دهیم به نتیجه‌ای خاص می‌رسیم و آن این است که پدر بر فرزندان ولایت دارد و باید از آنها حمایت و سرپرستی کند. به موجب مواد 1180 و 1181 قانونی مدنی، پدر و جد پدری ولایت قهری اطفال صغیر و محجور را به عهده دارند.

نکته3– زن شوهردار طبق قوانین کشورمان دارای استقلال مالی است و ریاست مرد بر خانواده نمی‌تواند خدشه‌ای بر این حق زن ایجاد کند. در فقه اسلامی، زن نیز همانند مرد دارای کلیه حقوق مدنی است و با داشتن اهلیت، در مسائل مالی و اقتصادی خود، از استقلال و آزادی عمل برخوردار است و می‌تواند در اموال خویش هرگونه دخل و تصرفی بنماید، بدون آن که به کسب موافقت شوهر نیازی داشته باشد، اعم از این که اموال و دارایی او قبل از ازدواج به دست آمده باشد یا بعد از آن. ماده 1118 قانون مدنی در این باره مقرر می‌دارد: «زن مستقلاً می‌تواند در دارایی خود هرگونه تصرفی را که می‌خواهد بکند.» در برابر، شوهر نیز باید این حق زن را به رسمیت بشناسد و حق هیچ‌گونه مداخله‌ای در اموال و دارایی زن را ندارد، چه «ریاست او بر خانواده اختیاراتی برای او در این زمینه ایجاد نمی‌کند.»

نکته4– سوال بسیاری مهمی که درباره ریاست مرد در خانواده و سوء‌استفاده از این حق قانونی مطرح می‌شود این است که آیا او می‌تواند از رفت و آمد زن خود ممانعت کند. پاسخ این پرسش در یک جمله این است که او این حق را دارد به شرطی که بر رفت و آمدها و معاشرت‌های زن مفسده‌ای بار شود، در غیر اینصورت نباید از قدرت خود در خانواده سوء‌استفاده کند. بر اساس ریاست شوهر و مقام سرپرستی او بر خانواده و اعضای آن که مسؤولیتی برای حفظ و رعایت مصالح خانواده و پاسداری از حرمت و حیثیت آن است، این اختیار برای او وجود دارد که برای حفظ نظام خانواده و حراست از ناموس و عفت آن، مراودت‌ها و معاشرت‌های زن را تحت کنترل و نظارت خود در آورد و حتی محدودیتهایی را برای وی منظور کند. از همین رو مرحوم استاد مطهری با درک این واقعیت گفته است: «مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توأم با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی باشد، البته مرد هم باید در حدود مصالح زندگی نظر بدهد و نه بیشتر. دکتر کاتوزیان در این باره می‌گوید: «شوهر می تواند برای حفظ خانواده، معاشرتهای زن و رفت و آمدهای او را بازرسی کند و او را از رفتاری که سلامت خانواده را تهدید می کند، باز دارد. ولی حق ندارد به دلخواه خود و بدون این که دلیل موجهی داشته باشد، زن را از معاشرت با خویشان نزدیک خود یا انجام فرائض دینی یا تکالیف اجتماعی باز دارد.

نکته5- یکی دیگر از مواردی که با ریاست مرد بر خانواده مرتبط است، تحصیل و اشتغال زن است. بر این اساس اصل اولی این است که مرد می‌تواند با تشخیص خود زن را از تحصیل، کار و حتی سفر به خارج از کشور باز دارد. البته در چنین شرایطی اگر زن بتواند در دادگاه ثابت کند که بر اقدام به تحصیل، اشتغال و یا مسافرت او هیچ مفسده‌ای بار نیست و مصلحت خانواده را نیز به خطر نمی‌اندازد، می‌تواند آنها را انجام دهد. به دلیل همین اختیار مرد است که بسیاری از خانم‌ها در زمان عقد با استفاده از ظرفیت شروط ضمن عقد، حق تحصیل و اشتغال را برای خود محفوظ نگه می‌دارند.

موضوع پنجم: نفقه

نفقه یعنی تامین هزینه زندگی زن که شامل خانه، اثاثیه، منزل، غذا، لباس، دارو و درمان است و از زمان عقد دائم برعهده شوهر است. البته پرداخت نفقه صرفا در ازدواج دائم وجود دارد و زنی که از شوهر خود تمکین نمی‌کند و خانه مشترک را ترک کرده حق نفقه نخواهد داشت.

نکته1– میزان نفقه، بر مبنای شئونات خانوادگی زن، عرف و عادت ساكنان هر منطقه و وضع مالی مرد، است. در صورتی که بر سر میزان نفقه بین زوجین اختلاف بیفتد دادگاه آن را مشخص خواهد کرد. در بحث نفقه، قانون توجهی به توان مالی مرد ندارد، اما مطابق رویه های موجود، تمام کارشناسان نفقه در هنگام تعیین مبلغ، به توان مالی مرد نیز توجه می‌کنند، به طوری که اگر مرد توان مالی خوبی داشته باشد، حتما نفقه بالایی برای زن تعیین می‌کنند. اگر مردی با توان مالی کم به سراغ دختری از طبقه بالا برود قانون گذار به نیازهای زن متناسب با شأن او توجه دارد و زیاد کاری با توان مالی مرد ندارد، به عبارتی اگر مرد برای بدست آوردن جایگاه خاص با زنی از طبقه بالا ازدواج کند طبق قانون باید نفقه متناسب با شأن او را بپردازد. البته زنانی که دچار این مشکل هستند زیاد خوشحال نباشند زیرا در این ماجرا رویه ای وجود دارد که بر اساس آن کارشناسان به خاطر مصالح خانواده، اعسار مرد (ناتوانی مالی) را به صورت پنهان در نظر می‌گیرند و در تعیین میزان نفقه، مراعات مرد را می‌کنند.

نکته2– زنی كه همسرش از پرداخت نفقه به وی خودداری می‌كند، هم می‌تواند شكایت كیفری كند و هم می‌تواند دادخواست حقوقی ارائه نماید. ماده 642 قانون مجازات اسلامی می‌گوید که هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم می نماید.

نکته3-چنانچه زنی بخواهد نفقه ایام گذشته خود را طلب كند، فقط با ارائه دادخواست حقوقی می‌تواند آن را دریافت نماید.