هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم

واژه هايپنوسس بمعناى خواب هيپنوتيزمى (شكل خواب گونه اى از حالات روانى) و بر اساس اصل تك فكر گرايى (monoideaism) است. بدين معنى كه فرد تنها به يك مسأله واحد فكر كرده و در نتيجه از طريق كاناليزه كردن هشيارى درمان صورت ميگيرد.

تاريخچه هيپنوتيزم به شاركو روانپزشك فرانسوى برميگردد كه وى نيز آنرا به فرويد بمنظور درمان بيماران هيسترى آموخت. زيگموند فرويد روانپزشك اتريشى و بنيانگذار علم روانكاوى بر اين باور بود كه به هشيارى آوردن و بازگو كردن خاطرات پرهيجان گذشته، فاش كردن اسرار نگفته و رنج آور بيمار را سبك ساخته و ارزش درمانى دارد.

اين پديده از زمان دكتر آنتوان مسمر ارزش درمانى پيدا كرد. ابتدا تحت عنوان “مغناطيس” و بمرور “مسمريسم” و درنهايت هيپنوتيزم نام گرفت. اين پديده ابتدا به علت عجيب و ناشناخته بودن بشدت مورد شك و تمسخر حتى از جانب پزشكان قرار گرفت اما پس از مدتى كه ارزش علمى و درمانى آن ديده شد بعنوان پديده اى در طبقه علوم روانشناختى و فيزيولوژى رسماً پذيرفته شد. پيش از پرداختن به فرايند هيپنوتيزم بهتر است درمورد ذهن بيشتر بدانيم. انسان داراى دو ذهن است ١-ذهن عينى (objective) يا غيرعقلى كه تنها در حالت بيدارى فعال است و توسط حواس پنجگانه هدايت ميشود ٢-ذهن انتزاعى (subjective) يا ذهن معقول كه مخزن دانسته هاى شناختى و تفكر و برنامه ريزى و قضاوت است.

در شرايط عادى اين دو ضمير با يك تعادل نسبى در يك فرد سالم وجود دارند مانند الاكلنگ در حالت استراحت فعاليت ايندو پنجاه پنجاه است. هم حواس فعال است و هم خاطرات، اما در حالت تفكر ذهن انتزاعى جلو آمده و ذهن عينى به عقب رانده ميشود. افرادى كه تلقين پذيرى و هوش انتزاعى بالايى دارند از قابليت هيپنوتيزم پذيرى بالاترى برخوردارند.

 

مراحل هيپنوتراپى توسط درمانگر

١-گرفتن شرح حال و جمع آورى اطلاعات درمورد مشكل مراجع

٢-ايجاد روابط حسنه با مراجع

٣-توافق بر انجام هيپنوتراپى بعنوان درمان انتخابى يا كمكى

٤-تدوين يك پروتكل درمانى شامل تعداد جلسات و چگونگى انجام و نحوه همكارى مراجع جلسه هيپنوتراپى شامل:

١-آغاز فرايند هيپنوز

٢-عميق سازى خلسه

٣-القاى تلقينات درمانى

٤-بيدار كردن مراجع و بازگرداندن وى به حالت هشيارى ميباشد كه تك تك به آنها خواهيم پرداخت.

 

١آغاز فرايند هيپنوز:

اين فرايند شامل تكنيك هايى از قبيل تثبيت نگاه بر روى يك نقطه از پوست، تثبيت نگاه در بالاترين نقطه ديد از زير ابرو است كه فرد در همان حالت چشمانش را بسته و به حالت بسته نگهدارد، روش چرخاندن سر مانند دراويش كه سر خود را ميچرخانند، چرخش سر به روش دكتر بريانت كه تكانهاى مايع حلزونى باعث ايجاد كرختى و ريلكسى ميشود.

٢تلقينات عميق كننده خلسه:

-روش آرام سازى بتنهايى يا در تركيب با روشهاى ديگرى مانند تنفس عميق و گفتن عباراتى نظير آرام باش، ريلكس باش، راحت باش با تن صداى ملايم

-تلقينات غير مستقيم براى كسانيكه نسبت به هيپنوز مقاومت ميكنند مانند تصور كردن شخصى كه خوابيده و آرامش دارد

-جدا شدن از مكان به صورتيكه هيپنوتيزور فضايى كه به مراجع آرامش ميدهد را در ذهن وى ترسيم ميكند و او را به آن فضا ميبرد سپس مراجع اين فضا را مجسم كرده و آرام به خلسه ميرود.

-مرتبط سازى بعضى كارها جهت عميق تر شدن خلسه بعنوان مثال هرچه تنفس عميقتر يا عضلات شل تر شوند خلسه عميق تر ميشود و نيز القاء اين حالت به مراجع

-القاء تلقيناتى مانند سنگينى در يكى از اندامها، القاء حالت سفتى در يكى از اندامها، متوقف كردن بعضى حركات ارادى مانند اينكه چشمها تكان نميخورند، ايجاد بعضى حركات خودبخودى مثلا پس از ٥ تنفس يك نفس عميق خواهى كشيد، القاء حالت رؤيا مثلا مراجع در صحنه هاى وهم آلود گم ميشود مانند جنگل يا دريا

-روش تجربيات قبل كه شامل تجسم تصاويرى است كه آزمودنى در خلسه قبل تجربه كرده است. در اين روش آزمودنى شاهد و بيننده فرد ديگرى است كه خصوصيات خود وى را دارد

-تصور بالن هليومى يا وان حمام براى سبك كردن دست و پاى آزمودنى بدين شكل كه تصور كنيد يك بالن هليومى به دستان شما بسته شده و با دستور من به آرامى و تدريجاً كم كم دست شما بالا خواهد آمد

-تصوير ذهنى پلكان يا راه پله  بدين شكل كه شما تصور ميكنيد كه در حال بالارفتن از پله هاى يك ساختمان ده طبقه هستيد. هرچه بالاتر ميرويد احساس سنگينى و خواب آلودگى بيشترى ميكنيد رفته رفته سنگينتر ميشويد در طبقات بالا روى پله مينشينيد و قدرى تكيه ميدهيد و به يك آرامش عميق ميرسيد و تا آخر ماجرا…

-القاء حس سبك شدن: شبيه تكنيك وان حمام است با اين تفاوت كه به تمام بدن القاء ميشود نه فقط دستها بطوريكه آرام آرام سبكتر شده و خلسه عميقتر ميشود و دائما تكرار و در ذهن مراجع به تصوير كشيده ميشود.

-ساعت شنى: تصويرى از ساعت شنى براى مراجع ايجاد كرده بطوريكه با ريختن شنها به پايين و تلقينات كلامى كه در ضمن آن خواب مراجع عميق و عميقتر ميگردد. خلسه عميق زمانى صورت ميگيرد كه سبك شدن دستها و حركت آنرا ميبينيم سپس ميتوانيم كار درمانى را انجام دهيم.

٣-القاء باورهاى پست هيپنوتيك

پس از اين مرحله و ورود فرد به حالت خلسه عميق نوبت به درمان ميرسد كه از طريق تلقينات پست هيپنوتيك انجام ميگيرد و درمانگر تلقينات درنظرگرفته را باور منطقى فرض كرده و جانشين اشتباهات شناختى (غيرمنطقى) فرد ميسازد.

خطاهاى رايج در افراد عبارتند از: “تفكر همه يا هيچ” كه از اضطراب زاترين تفكرات است بدين صورت كه فرد بايد يا بهترين باشد و يا اصلاً نباشد. “تعميم مبالغه آميز” نوعى از تفكر غيرمنطقى است كه فرد تصور ميكند اگر شخصى با وى بدرفتارى كرد يا آسيبى به او زد به اين باور ميرسد كه همه همينطورند.

” فيلتر ذهنى” يا همان عينك بدبينى كه باعث ميشود فرد همه افراد با روابط يا موضوعات را بد ديده يا سوءبرداشت كند. “بى توجهى به امور مثبت كه شامل ناديده گرفتن جنبه مثبت وقايع و امور زندگى بوده كه منجر به افسردگى ميشود. “استدلال احساسى” باين معنى كه اگر حال فرد و خلقش خوب باشد استدلال و تفسيرش از وقايع خوب و مثبت و اگر بد باشد منفى خواهد بود كه در واقع هر دو غير منطقى اند. “شخصى سازى و سرزنش خود” كه باعث ميشود فرد گمان كند دليل همه كارها و مقصر تمام اتفاقات بد شخص وى است كه ماحصل اين نوع گمانه زنى تحقير خود و افسردگى است.

اين موارد بخشى از خطاهاى فكرى بود كه در مرحله تلقينات پست هيپنوتيكى به اصلاح آنها پرداخته شده و پيامد آن جايگزينى افكار منطقى و عقلانى بجاى خطاهاى فكرى و شناختى خواهد بود.

امروزه بسيارى از پزشكان در امور درمانى و براى معالجه بيمارانشان از اين پديده بهره ميبرند. امروزه در فرايندهايى مانند دندانپزشكى، جراحى، زايمان و ديگر فرايندهاى سخت درمانى ازين پديده استفاده ميشود كه در مقالات آتى بيشتر به آنها خواهيم پرداخت.

نویسنده: مریم رمضان