نشانه‌های افسردگی

افسردگى

داشتن حال خوب داراى مؤلفه هاى عاطفى و هيجانى و شناختى است. افراد با خلق بالا هيجانات مثبتى را تجربه كرده و نيز از وقايع ارزيابى مثبت ترى دارند. اما در افسردگى روال كاملا برعكس ميشود. افسردگى سبب كاهش انگيزه در فرد ميگردد خلق غم انگيز انرژى روانى زيادى از فرد ميگيرد تمركز فرد درگير شده و كارها به تعويق ميافتدگفتگوهاى درونى، نشخوارهاى ذهنى و احساس گناه موجب باقى ماندن فرد در خلق افسرده ميشود. اطرافيان بايد فردى كه افسرده شده را جدى گرفته و در مورد وى همدلى به خرج دهند. برخى از علائم افسردگى را با هم مرور ميكنيم.

نشخوار فكرى

يكى از شايع ترين نشانه ها در افسردگى نشخوار فكرى است. افكارى مداوم كه مانند سريال در مغز ما ميپيچند و ما راه فرارى از آن نداريم و دائم از يك سوى ذهن به سوى ديگر در چرخشند و انرژى روانى ما را صرف خود نموده و سبب تداوم افسردگى و مانع درمان آن ميشوند. وقتى افكار نشخوارى كه غالباً معطوف به وقايع رخ داده در گذشته است، به مغز ما هجوم مياورد به اشتباه تصور ميكنيم كه با پرداختن به آنها و تحليلشان قادر به حل مسائل بوده با بررسى آنها از وقوع اتفاق بدى جلوگيرى خواهيم كرد. اما به مرور زمان درميابيم كه اينطور نيست بلكه ما اسير افكارمان شده و ديگر كنترلى بر روند آن نداريم. آنها ميايند و ميروند و انرژى ما را به هدر ميبرند و كارى از دست ما ساخته نيست.اما بهتر است بدانيم براى غلبه بر نشخوار فكرى فنون درمانى خاصى وجود دارد كه فرد ميتواند با مراجعه به متخصص روانشناس و با بكارگيرى تكنيك هاى خاص از شر آنها خلاص شود.

احساس گناه

از نظر عاطفى احساس گناه در افراد افسرده بسيار بالاست كه شامل احساس گناه نسبت به اعمال و رفتار خود، سرنوشت فرزندان، تربيت فرزندان، همسر و اعضاى خانواده و غيره است كه فرد را عذاب ميدهد. فردى كه با احساس گناه دست و پنجه نرم ميكند معمولاً مسئوليت تمام اتفاقات و نيز تمام رفتار و اعمال خود را، شخصاً بعهده گرفته و شرايط و ديگران را مسئول مشكلاتى كه رخ داده نميداند. اين طرز فكر سبب ايجاد حس گناه در آنها ميشود. بدوش كشيدن اين احساس ناخوشايند موجب غم شده و غم نيز سبب سنگينى ميگردد بطوريكه فرد را از انجام امورات خود بازداشته يا دائما درصدد جبران يا دلجويى ميگردد. وقتى اين چرخه مدام تكرار شود اين ذهنيت به فرد القاء ميشود كه من مسئول تمام رويدادها هستم و وظيفه مراقبت از ديگران در شرايط بعهده من است. در اين شرايط وى از خود غافل شده و دائم در پى راضى نگهداشتن ديگران يا مطلوب نمودن شرايط است تا مبادا در اثر غفلتش اتفاقى رخ دهد با كسى رنجيده شود. قابل تصور است كه اين شخص حال خوبى را تجربه نخواهد كرد و در افسردگى و نگرانى بسر خواهد برد. يك مشاور ماهر قادر است در اين شرايط با متعادل سازيه محتوا و فرايند تفكر در فرد افسرده وى را متوجه سازد كه اسباب بسيارى در يك رويداد دخيلند و لزوما ما با كنترل بيش از حد نخواهيم توانست همه چيز و همه كس را از خود خشنود سازيم. كمك گرفتن از يك متخصص در اين شرايط تأثير بسيارى در بهبود اين حالت و توقف افسردگى ناشى از آن دارد.

كاهش حافظه و فراموشى

كاهش حافظه نيز يكى ديگر از نشانه هاى افسردگى است. فرد افسرده از كم شدن حافظه اش شكايت دارد. ممكنست حتى گاهى چيزهاى معمولى مانند اسامى اشخاصى كه ميشناسد را نيز عليرغم تلاش بسيار به خاطر نياورد و يا از وقايعى كه به تازگى رخ داده و يا قرار ملاقاتها و يا حتى گفته هاى قبلى خودش اظهار بى اطلاعى كند. فرد افسرده دچار نقص در فرايند شناختى شده و به همين خاطر گاهى قادر نيست افكارش را متمركز كرده يا دنبال كند. گاهى رشته افكارش گسسته شده و در ضمن حرف زدن ناگاه فراموش كند چه ميخواسته بگويد. افسردگى سبب ميشود فرايند يادگيرى نيز با اختلال مواجه شود زيرا تمركز لازم در مغز كم شده و روند يادگيرى با مشكل روبرو ميگردد افراد افسرده در مصاحبه بالينى از اين موضوع شكايت داشته و ابراز ناراحتى مينمايند. فرد افسرده پس از تصميم به درمان و پيگيرى و سپس مراجعه به مشاور و درمانگر متخصص در اين زنينه، خواهد توانست با كنترل رشته افكار و تمرينات ذهنى توان شناختى خود را بازيافته و رو به بهبودى رود.

از دست دادن انگيزه

فرد افسرده انگيزه و تمايلى براى شروع يا پيگيرى كارها ندارد. زيرا حوصله و پشتكار و ميل خود را از دست ميدهد. اين افراد مدام شكايت ميكنند كه دست و دلشان به كار نميرود. فقدان انگيزه غالباً ناشى از نااميدى در اين افراد است. آنها دنيا را جايى ناامن و پر از ناكامى و خطر و سرخوردگى و شكست ميدانند. بنابراين ميلى و كششى براى انجام كارها نداشته و حتى امورات ساده را نيز به تعويق مى اندازند. تلاش را بى نتيجه و زندگى را پوچ و بى ارزش ميدانند.

طبيعى است وقتى كسى اين ديدگاه را به دنيا و زندگى داشته باشد دست از هر تلاشى برداشته و منتظر هيچ اتفاق خوشايندى نيست و متعاقب آن اشتياقى براى پيشبرد اهداف خويش نخواهد داشت. با بهبود خلق افسرده و ايجاد ديدگاه صحيح نسبت به خود، دنيا و آينده فرد افسرده شروع به برنامه ريزى هدفمند و سپس دنبال نمودن هدف تا رسيدن به آن مينمايد. مستلزم رسيدن به اين حس نيازمند مداخله و درمان افسردگى و تغيير در محتواى افكار فرد توسط فرد دوره ديده است.

مركز مشاوره نداى زندگى و خدمات درمانى افسردگى

پس از آشنايى نسبى با بيمارى افسردگى اولين اقدام جهت بهبود و از بين رفتن اين مشكل مراجعه به يك مركز درمانى تأييد شده و كمك گرفتن از متخصصين مجرب در اين حوزه است. مركز نداى زندگى با بكارگيرى نيروى متخصص و دوره ديده در زمينه درمان افسردگى پذيراى شما عزيزان بوده و ضمن همدلى و درك مشكل، اقدام اساسى و كارامد را در حداقل زمان ممكن بصورت تلفنى و حضورى به عمل خواهد آورد.

نویسنده: مریم رمضان